زندگی، جنگ و چیزهای دیگر

زندگی، جنگ و چیزهای دیگر

کتاب، فیلم، روزمرگی
زندگی، جنگ و چیزهای دیگر

زندگی، جنگ و چیزهای دیگر

کتاب، فیلم، روزمرگی

دلتنگی در چهار قسط!

مونا فاطمی نژاد عزیز،


کتاب ها در «ایران کتاب» دلتنگ شما هستند


کد تخفیف 20 درصدی خرید از ایران‌کتاب : IKD71DF014


با امکان پرداخت در 4 قسط

اعتبار تا : سه شنبه 10 بهمن 1402


www.iranketab.ir

لغو11

فصل سوم، قسمت بیست‌ویکم

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

سر پیچ خیابان

خب، با وجود اینکه وبلاگم کلاً دو تا آدم و نصفی (نصفش خودمم، دو تا ناراحت نشوند!) بازدیدکننده بیشتر ندارد، [مطالب رمزدارش صفر بازدیدکننده دارد!] ولی دوستش دارم. دوستش دارم و همیشه دوست داشته‌ام که مطالبش مخصوص به خودش باشد. و متن‌های تکراری تویش بازنشر ندهم. در این مورد سخت‌گیری خاص خودم را دارم، اما بعضی وقت‌ها به یک ورم هم نیست، طور دیگری برای نشر مطالبم تصمیم بگیرم!
یکی از آن بعضی وقت‌ها امروز است؛ امروز (۴ بهمن ۱۴۰۲) که مطلبم درباره کتاب «قهرمان مردم» با عنوان «علی(ع)؛ امان مردم کوی‌و‌برزن» در روزنامه «اصفهان زیبا» چاپ شد. بابتش شادم. از چند هفته قبل برای چاپش با همکارانم چک‌وچانه زدم. و بالاخره به شرط اینکه قول بدهم، بچه خوبی باشم و از نویسنده‌ کتاب که صد بار بهشان گفته بودم عشقم است، تعریف نکنم و در یادداشتم قربان‌صدقه‌اش نروم، قلب قرمز نکشم و تیر از آن عبور ندهم، قبول کردند!
از یک هفته قبل می‌دانستم چاپ می‌شود، به لانا می‌گفتم هفته دیگر برای من روز مهمی است! و لانا می‌گفت هفته نمی‌تواند روز باشد! و وقتی توضیح می‌دادم دلیل مهم‌بودنش و از نویسنده محبوبم، نسیم خلیلی، می‌گفتم، لانا جوابم می‌داد، امیدوارم کارین یک روز معنی مهم‌بودن را بدانی! مثل تمام وقت‌هایی که پیش لانا از زیبایی آدم‌هایی که دوستشان دارم تعریف می‌کنم و او می‌گوید، کارین، امیدوارم یک روز معنی زیبابودن را بدانی!
دیشب، واقعاً حالم بد بود. حتی چند باری فکر کردم، شاید بمیرم! دوست داشتم بخوابم یا دست‌کم خودم را به خواب بزنم. اما نمی‌شد. باید منتظر می‌ماندم تا یادداشتم را ببینم و بعد تصمیم بگیرم که می‌خواهم بخوابم یا خودم را به خوابی ابدی بزنم! ساعت یازده گذشته بود که یادداشتم را دیدم.‌ از دیدنش ذوق‌زده شدم! انگار غافلگیرانه بود، انگار نه انگار خودم نوشته بودمش! انگار بی‌خبر چاپ شده بود. مکث کردم و چیزی در قلبم فرو ریخت! مثل زنی شده بودم که معشوق قدیمی‌اش را سر پیچ یکی از خیابان‌ها می‌بیند، همان‌طور که خودت در داستانی نوشته‌ای. من هم فکر کردم معشوقم را بعد از هزار سال ناگهان سر پیچ یک خیابان‌ شلوغ و سرد و تاریک و دلگیر شهر دیده‌ام، و چیزی درونم فرو می‌ریخت. شاید یک شادی کوچک که دورش را غم گرفته. و او مثل تمام وقت‌ها من را ندید.
یک کم دیگر صبر کنم، تو دوست نادید‌ه ده‌ساله من می‌شوی؛ دوست نادیده‌ دوری که بیشتر از هر دوست دیده‌ نزدیکی، در آغوش کشیدمش، خواندمش و با او گریه کردم و لبخندها زدم. این چنین دوستی دوری برای من هزاران بار دلچسب‌تر است، از... .
نسیم خلیلی عزیزم، شادی امروزم وقتی‌ بیشتر شد که از کانال تلگرام «مجله بخارا» فهمیدم قرار است جایزه «سعی مشکور» نیز در چند شب دیگر به تو اهدا شود. نسیم جانم، دوستت دارم.
و این جایزه‌ها برای تو کوچک است. تمام دنیا برای تو کوچک است. تو با آن قلب بزرگت و قلم لطیفت و نگاه معصومانه‌‌ات لایق دنیای دیگری بودی، باید در دنیای دیگری می‌زیستی و می‌نوشتی، این سگ‌دانی که اسمش را دنیا گذاشته‌ایم برای این همه مهربانی‌ و دانایی که تو داری، حقیر است. نافهم است. بی‌رحم است. دوستت دارم و ممنونم که با کتاب‌هایت و یادداشت‌هایت زندگی را برایم تحمل‌پذیر می‌کنی. و دوباره دوستت دارم. تو را «برای پشت‌کردن به همه آرزوهای محال» دوست می‌دارم.

قهرمان مردم

نسیم خلیلی از مورخان پردقت و زبردست ایرانمان است که هرگاه در حوزه پژوهش تاریخی و ادبی قدم برداشته، توان تحلیلی و علمی خود را به شایستگی نشان داده است.

این پژوهنده کشورمان کتابی موسوم به «قهرمان مردم» با عنوان فرعی «علی(ع) در بینامتنیت متون رسمی و فرهنگ‌عامه تاریخ میانه ایران» دارد که چندان از زمان انتشارش نمی‌گذرد.

این تحقیق تاریخی و مردم‌نگارانه در سال جاری، یعنی ۱۴۰۲ شمسی، به‌کوشش نشر سنگلج و در ۳۹۷ صفحه منتشرشده و دارای هفت فصل است. همان‌طور که از عنوان کتاب برمی‌آید، دامنه زمانی پژوهش، ایران میانه یا قرون هفتم تا دهم هجری قمری به‌شمار می‌آید. برای اینکه علت انتخاب این بازه زمانی مشخص شود، باید موشکافانه‌تر به موضوع نظر کرد.

در قرون یادشده، ایرانِ صبورمان با دو هجوم خانمان‌سوز از سوی سرداران مغولی و امیر تیمور لنگ روبه‌رو می‌شود. یکی از پیامدهای این حمله‌های ویرانگر و کمرشکن دنیاگریزی مردم و روکردن آنان به دنیایی دیگر بود. ایرانیان ازاین‌پس به جهان انزوا پناه جستند و در این خلوتی که برای خویش برگزیده بودند، به‌دنبال یافتن معجزه‌ای آرام‌بخش بودند؛ اعجازی که زیستن را در این دوره تاریخی پُرولوله که فرساینده جان و تن بود، ممکن کند.

این اعجاز به صورت‌های مختلف بروز یافت که مهم‌ترینش در سیمای حضرت‌علی(ع) یافتنی است. مردم این دوران، در مواجهه با آن ناآرامی‌هایِ جانکاه و دلخراش، ‌علی(ع) را در مقام نجات‌بخشی بی‌همتا تصویر کردند. به او رو کردند و آرامش جان و تن را در وجود او یافتند. «قهرمان مردم» به همین عالم وارد می‌شود. نویسنده‌اش می‌کوشد تا گفتمان اسطوره‌پردازانه‌ای را که از علی(ع) در متون فارسی سده‌های مذکور وجود دارد و از طرفی، بر مردم نیز اثرگذار و بازنمایی آن در زیستشان پُرتکرار بوده است، بررسی کند.

برای ورود به مبحث اصلی کتاب، آشنایی با دو مفهوم «اسطوره» و «بینامتنیت» ضروری است که هر دو بر روش‌تحقیق خلیلی تأثیر مهمی دارند. او مفصل و با دقت به این دو موردنظر دارد؛ اما به زبانی ساده و مختصر می‌توان گفت اسطوره‌ها برآمده از خرافات نیستند؛ بلکه در واقعیت‌های اجتماعی و تاریخی ما ریشه دارند. بینامتنیت هم بر این مسئله تأکید دارد که هیچ متنی در خلأ شکل نمی‌گیرد؛ بلکه گذشته‌ای دارد و برخاسته از متنی دیگر است.

بنا بر آنچه گذشت، نسیم خلیلی در «قهرمان مردم» با نگاه پُرعمقش به متون تاریخی، ادبی، صوفیانه و حتی قدم‌گذاشتن در آثار معماری قرون هفتم تا دهم هجری قمری، به همان روش بینامتنیت و با قلمی پاکیزه و آزموده سیمای علی (ع) را به نمایش می‌گذارد. درنتیجه این تحقیق، ما با آن سیمای علی(ع) روبه‌رو می‌شویم که درمانگر، بخشنده، امیدبخش، رهاننده، دوست و یار و همدم یا در یک کلام «قهرمان مردم» است.

همان‌طور که از «مردم» در عنوان کتاب آشکار می‌شود، یکی از اهداف مهم خلیلی در این اثر (و به‌جرئت می‌توان گفت در همه کوشش‌های دیگرش در قلمرو نویسندگی) ورود به عرصه آسان، اما سخت فرهنگ‌عامه است.

نگارنده‌اش بهتر توضیح می‌دهد: «پژوهنده در این کتاب، مطالعه تاریخی خود را با نیم‌نگاهی به وسعت بی‌کرانی آغاز می‌کند که به‌سانِ یک تاریخ همیشه زنده در پیرامون زندگی اجتماعی ما جاری است: جهان فراخ فرهنگ‌عامه، که در گستره تاریخ‌نگاری‌های سنتی _ که اغلب مبتنی بر رویدادنگاری‌های سیاسی و نظامی بوده‌اند _ فراموش شده است و پرداختن به آن در تاریخ‌پژوهی‌ها نیز سهلی است ممتنع.» بنابراین نباید فراموش کرد که در این کتاب قرار نیست شخصیت علی (ع) از دید یک کتاب حدیثی یا از نظرگاه یک فقیه تدقیق شود؛ هرچند واردشدن به این عرصه‌ها در برخی مواقع اجتناب‌ناپذیر بوده است؛ یعنی آنجا که با بحث مردم کوی و برزن پیوندی نزدیک دارد.

از منابع مهمی که نسیم خلیلی در «قهرمان مردم» به‌منظور واکاوی بحثش به آن رجوع کرده، معماری است. ازآنجاکه هنر معماری و خاصه ابنیه مذهبی در اصفهان‌زیبا جایگاه کم‌نظیری دارد، به این بحث از کتاب نظر می‌کنم.

پژوهشگرِ «قهرمان مردم» در آغاز نگاهش به معماری و در باب بهره‌مندی از بناها به‌مثابه منابع مکتوب در تاریخ‌نگاری چنین می‌گوید: «در پژوهش‌های تاریخی، مبنای مطالعه عموما بر اساس منابع مکتوب و کتب تاریخی به‌طور خاص بنانهاده شده است؛ درنتیجه، باور به اینکه متونی فراتر از کتاب‌ها نیز می‌توانند به‌مثابه منابع مطالعه و تحقیق تاریخ‌پژوهانه مورداستفاده قرار گیرند، چندان باور پذیرفته‌شده‌ای نیست؛ اما من بر این باورم که برای شناخت کامل یک جامعه، یک سرزمین و یک بُریده تاریخی باید به ابنیه و معماری آن نیز توجه کرد.

در چنین متونی دو هدف نهفته است. از یک‌سو، این قبیل نگاره‌ها حکم تزیین و جنبه زیبایی‌شناسانه دارد و از سوی دیگر، کارکردی تبلیغی‌آیینی به خود می‌گیرد. هرچند بُعد نخست نیز به جهت آنکه ذائقه جمعی دوره‌های مختلف تاریخی را درباره تزیین و زیبایی ابنیه نشان می‌دهد، مهم است؛ اما بُعد دوم است که در مطالعه حاضر اهمیت می‌یابد.»

اگر «قهرمان مردم» را پیش رو بگذاریم و ‌بخوانیمش، بی‌تردید یکی از جاذبه‌های آن برای ما مردم اصفهان همین مبحث معماری‌اش است؛ معماری امامزاده‌ها، مدارس معنوی و مسجدها که در درازنای تاریخ ازجمله همان سده‌ها پناه هر زن و مرد و کودکی بوده‌اند. بر اساس تحقیق خلیلی حکایتِ کامل‌بودن، رهایی‌بخشی و شفادهندگی علی‌(ع) در معماری مناطق مختلف و ازجمله در ابنیه اصفهان یافتنی و پُراهمیت است.

مدرسه امامی یا باباقاسم اصفهان یکی از آن بناهاست که هم‌زمان با دوران تیموری و آل‌مظفر بنا شد؛ همچنین می‌توان گفت ذکر نام علی(ع) در کنار اسم پیامبر(ص) و خلفا نشانی از زیست مسالمت‌آمیز سنیان و شیعیان دارد که در همین مدرسه امامی نقش شده است.

هم‌زمان با ذکر نام او به‌تنهایی، گاهی نیز با ادعیه و اشعاری درباره علی(ع) روبه‌رو می‌شویم که به همان توانِ نجات‌بخشی و قدرتش نظر دارد. نمونه آن در مسجدجامع اصفهان پیدا می‌شود که در آن به خط کوفی نوشته‌شده است: «چون نامه جرم ما به هم پیچیدند/ بردند و به میزان عمل سنجیدند؛ بیش از همه‌کس گناه ما بود ولی/ ما را به محبت علی بخشیدند».

مواردی چون ذکر علی(ع) در مقام دروازه ورود به دنیای علم، آمدن حدیث منزلت و علی و شهادتین در مساجدی چون مسجد نائین، گنبد امامزاده عبداللّه نطنز و ورودی مقبره شیخ عبدالصمد در همان شهر نیز دارای اهمیت است و حکایتی از همان قهرمان شکست‌ناپذیر مردم را دارد، قهرمانی که در نظر مردم نامیراست.

مردم به انوشگی‌اش باور دارند و قرن‌هاست که بچه‌هایشان بعد از هر زمین‌خوردنی با ذکر نام علی(ع) دوباره برپا می‌شوند و پیرانشان به هیچ کجا تکیه نمی‌زنند؛ مگر آنکه نام علی(ع) را به زبان آورند و دل جوانانشان هرگاه از زندگی به تنگ آید، به علی(ع) رو می‌کنند؛ به علی که هر دل ناشادی را شادی می‌دهد.

درخت خرمالوی بی‌برگ با زیبایی غمگنانه‌اش

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.