زندگی، جنگ و چیزهای دیگر

زندگی، جنگ و چیزهای دیگر

کتاب، فیلم، روزمرگی
زندگی، جنگ و چیزهای دیگر

زندگی، جنگ و چیزهای دیگر

کتاب، فیلم، روزمرگی

سه‌شنبه

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

ترومای تاریخی؛ به‌دست‌آوردن و ازدست‌دادن

به‌کوشش «بنیاد فرهنگی ایران و انیران باستان» در ساعت ۱۸ روز جمعه، ۲۲ دی ۱۴۰۲ شمسی، نشستی با عنوان «ترومای باستانی: قرائتی واساخت‌گرا از ایران باستان» برپا شد. در این نشست آنلاین که جمعی از دوستداران تاریخ و فرهنگ ایرانمان حضور یافتند، مرتضی نورائی، استاد تاریخ دانشگاه اصفهان، و نیما نورائی، کارشناس‌ارشد روان‌شناسی بالینی، سخنرانی و نظرهای خویش را در موضوع بحث مطرح کردند. گفتنی است دبیر این نشست، اسماعیل سنگاری، دانشیار گروه تاریخ دانشگاه اصفهان و از مؤسسان «بنیاد فرهنگی ایران و انیران باستان»، بود. شرح گزیده‌ای از مباحث نشست در ادامه آمده است. 

ترومای باستانی؛ مسئله‌ای میان‌رشته‌ای

نورائی در ابتدای سخنان و با تأملی در رابطه دانشجویان تاریخ با رشته تحصیلی‌شان گفت: امیدوارم بحث امروز گامی به سوی تئوریزه‌کردن این رشته باشد. به عقیده من دانشجوی تاریخ تولیدکننده مصالح تاریخ نیست. خود او با مصالحی که در اختیارش است، این توانایی و قابلیت را دارد که دست به نظریه‌پردازی بزند. خود من در تأسیس کرسی‌های‌ آزاداندیشی در تهران نقش داشتم. در آنجا با همکاران مطالعه می‌کردیم که روند ارائه نظریه در دانش تاریخ چگونه است. امیدواریم از محصولات تاریخ به‌روز و بجا استفاده شود.

این تاریخ‌دان پس از آن مقدمه، ضمن آنکه تروما و تاریخ یا در کل مسئله موردبحث نشست را موضوعی بین‌رشته‌ای دانست، چنین بیان کرد: تاریخ دانشی لذت‌بخش است. اما این یک جنبه از رشته تاریخ محسوب می‌شود. هم‌زمان با بحث لذت تاریخ و تجربه فرهیختگی آن، باید پرسید در عمل چه سود دیگری می‌توان از آن برد؟ در واقع، باید از زاویه دیگر نیز به تاریخ نگاه کرد و به نیازهای روز جامعه با بهره‌مندی از آن پاسخی شایان داد. با توجه به بحث امروز، باید بگویم که برخی تعصبات و علایق و دغدغه‌های ما ریشه‌شان در تاریخ باستان یافتنی است. و زمینه‌اش در آن دوران نهفته است. امیدوارم مباحث امروز به سمتی برود که دست‌کم عده‌ای را به جنب‌وجوش و درنگ در چنین حیطه‌هایی وادارد.

این عضو هیئت‌علمی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان افزود: بحثی که امروز واکاوی می‌شود، با توجه به همان خاصیت بین‌رشته‌ای که اشاره شد، نیاز است که روان‌شناسان و مورخان به‌طور هم‌زمان در آن مطالعه کنند و از علم و دانش یکدیگر بهره‌ ببرند. اگر می‌خواهیم در حیات اجتماعی ما این بحث تروما به‌درستی و دقیق واکاوی شود، بدون تردید به این نگاه چندبعدی نیازمندیم. به بیانی دیگر، مطالعات باستان خود به‌تنهایی بسیار گسترده و بی‌انتهاست. و از سوی دیگر نیز تروما در علم روان‌شناسی مبحثی پیچیده و هزارتوی به شمار می‌آید. بنابراین، من تقاضا دارم قبل از ورودم به ادامه بحث امروز، نیما نورائی در جایگاه روان‌شناس یا روانکاو، تروما را تبیین کند. 

فرهنگ؛ محصول تروماتایزهای پُرشمار

نیما نورائی، روان‌شناش و درمانگر، در ابتدای بحثش بدون مقدمه سعی کرد تروما را تعریف کند. در پس این ورود مستقیم به بحث انگیزه‌ای داشت که آن را این‌گونه شرح داد: چون نظرگاهی وجود دارد که بر اساس آن چنین گفته می‌شود که «بدون هیچ خاطره‌ای و بدون هیچ خواسته‌ای» شما باید برای کار روی تروما اقدام کنید.

این کارشناس‌ارشد روان‌شناسی سعی کرد به چرایی مطلب نخستش این‌گونه پاسخ بدهد: کارکردن روی تروما بدون نظر به تاریخچه، کمکمان می‌کند تا از برخی سوءگیری‌ها در قبال شماری از پدیده‌های خاص پرهیز کنیم. تروما هم‌اکنون و همین جا وجود دارد. با ما زندگی می‌کند. در آینده نباید دنبال آن گشت.

او سپس با نگاهی به ترومای تولد (Birth Trauma) که موردتوجه بسیاری از عالمان روان‌شناسی است، ادامه داد: شروع زندگی هر انسانی با تروماست که به آن ترومای تولد می‌گویند. حتی پدیده فکرکردن در نظر خیلی از روان‌شناسان با تروما شروع می‌شود که موسوم به ترومای فکرکردن (Thinking Trauma) است. در واقع، هر دفعه برای شروع تفکر احساس آزار می‌کنیم، اما ما دست از فکرکردن نمی‌کشیم. 

این روانکاو در باب واژه تروما نیز بیان کرد: واژه تروما تقریباً بین سالیان ‍۱۹۱۹ تا ۱۹۲۰ میلادی به مباحث روان‌شناسی وارد شد. زیگموند فروید اولین کسی بود که تروما را با آن ریشه لاتینی‌اش که به معنای «جراحت» است، از علم پزشکی به روان‌شناسی وارد کرد. او در علم فهم انسان از واژه تروما دقیقاً به همان معنی جراحت استفاه برد؛ بدان معنی که وقتی ترومایی رخ می‌دهد، گویی روان انسان باز یا جریحه‌دار می‌شود. 

وی سپس به واژگان معادل تروما در ادبیات آکادمیک اشاره کرد و گفت: واژه Shattering یا جرح‌جرح‌کردن و نمونه‌های دیگری که وجود دارد، در ادبیات تحقیق استفاده می‌شود. در میان آن‌ها یک واژه بیش از همه حائز اهمیت است که Dissociation به شمار می‌آید. و معنی بی‌زمان و بی‌مکان‌‌کردن و چندپاره‌کردن دارد. بی‌زمانی مهم‌ترین خصیصه تروماست. 

او در ادامه یادآور شد: وقتی ترومایی بروز می‌کند، طوفانی از هیجانات (Emotional Filling) رخ می‌دهد؛ خشم و غم و حس دوست‌داشتنی‌نبودن یا رشک در فرد مواجه با تروما پدیدار می‌شود. کنارآمدن با این مسئله برای فرد مبتلا به‌هیچ‌وجه کار ساده‌ای نیست. اصلاً سمت راست مغز ما به‌دشواری توان پذیرش آن را دارد. به‌جز جنبه فیزیولوژیکی، از جنبه روانی نیز ضربه بسیار مهلک و آسیب‌زننده‌ای است. 

سپس در دنباله توصیف فرد ترومادیده عرض کرد: چنین فردی می‌کوشد که پیرامون ترومای خویش، ترومایی که با تمام توان قصد آسیب‌زدن به او را دارد، پوسته‌ای بسازد و این‌گونه از خود محافظت کند. بازتاب این «پوسته» در داستان‌گویی‌ها ما پس از رویارویی با تروما دیده می‌شود. مدل روایت ما از تروما در مسیر درمانمان دارای اهمیت وافری است.

نیما نورائی سپس از زاویه دیگر به تروما نگاه کرد و توضیح داد: تروما در هر جامعه‌ای با مجموعه‌ای از هیجانات ظاهر می‌شود. ناتوانی افراد در تحمل تروما، پیامدی دارد که همان تفسیرها یا معناهای متفاوتی است که آدم‌ها از یک تروما دارند. برای نمونه، جنگ از جامعه‌ای تا جامعه دیگر ممکن است معناهای گوناگونی داشته باشد. و این موضوع بسیار بحثی به‌روز و تازه به شمار می‌آید.

این دانش‌آموخته روان‌شناسی بار دیگر از پوسته یاد کرد و گفت: پوسته، فانتزی‌‌سازی دارد که بی‌اندازه ناهشیار است. حتی به باور برخی به‌صورت ژنتیکال هم منتقل می‌شود. در مباحث تاریخ و روان که کسی چون اریک اریکسون مطرح می‌کند و به آن توجه دارد، ژنتیک از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. برای نمونه، در افسانه نارسیسیسم (Narcissism) فرد تصویر خود را در آب می‌بیند. شیفته خویش می‌شود. سپس می‌کوشد تا خویشتن را در آغوش بگیرد، اما غرق می‌شود. این افسانه و واژه‌اش در پی قرون متمادی به روان‌شناسی وارد شده و جای بحث مفصلی دارد. 

او با بیان اینکه بشر همواره به کنترل ترومای خود علاقه‌مند بوده است، گفت: اشتیاق به کنترل تروما پیامد مهمی دارد که همان تکرار دائمی ترور است. اما این خیالی فاتزی است و لازمه رهایی از آن، آگاهی از تروما محسوب می‌شود. بنابراین، تروما بحثی پیچیده است و جابه‌جایی آن فقط یکی از آن‌ها به شمار می‌آید. در مثالی ساده و عینی می‌توان گفت، اگر فردی به‌تنهایی از خانه بیرون برود و از سوی فردی آسیب ببیند، ممکن است تا سال‌ها بعد دیگر حاضر نشود بدون همراهیِ یک فرد از خانه پایش را به بیرون بگذارد. و برای این رفتارش ممکن است هزارویک دلیل عقلانی هم بیاورد. مثلاً بگوید امروز خیلی سرد است و بیرون نمی‌روم. حتی در مواردی خودش هم از تأثیرات تروما بر این رفتارش ناآگاه است. 

نیما نورائی در بحث پایانی خود خاطرنشان کرد: هر ترومایی ما را تروماتایز (Traunmatize) نمی‌کند. تروماتایز به علل و دلایل گوناگونی مربوط می‌شود. معنای تروما از خود تروما به‌مراتب مهم‌تر است. فرهنگ، محصول تروماتایزهای متعدد است، یعنی تروماهای پرشماری که رخ نموده. گفتنی است که تروماهای جدید به‌تنهایی دارای اهمیت نیستند، اما به‌خاطر ارتباطشان با تروماهای گذشته درخور اعتنا هستند. گویی هر ترومای جدید، ترومایی قدیمی و کهنه را زنده می‌کند. به‌طورکلی، برای ازمیان‌بردن تروما راهی جز شکستن پوسته‌های متعدد دور آن نداریم. تفکر نقاد در این مسیر بسیار دارای اهمیت است. به‌هرروی، تروما مبحثی مفصل است و در بازه‌ای کوتاه نمی‌شود که از همه جوانب، آن را واکاوی کرد. 

شاهنامه؛ ترومای چندین ساله فردوسی

 سپس مرتضی نورائی بار دیگر و با تأملی در مباحث همکارش، نیما نورائی، چنین شروع کرد: بحث تروما و تاریخ بسیار دامنه‌دار است و من در ادامه صحبت‌هایم صرفاً به زوایایی از آن نظر می‌کنم. ما در جایگاه مورخ یک گذشته ثابت داریم، در برابر جهان متغیر کنونی که شاهدش هستیم. این گذشته باید مهندسی شود. مهندسی‌شدن به معنی چندبعدی‌شدن است که با آن بحث شالوده‌شکنی یا واساخت‌گرایی یا واگرایی مطرح می‌شود. بر اساس واساخت‌گرایی هر زمانی متغیرهای متعددی دارد و نیازمند مطالعه غیرسطحی است. نباید نگاهی ساده به گذشته داشت. 

او پس از درنگ در واساخت‌گرایی به اصطلاح دوم بحث، یعنی تاریخ باستان، هم نظری کرد: ایران باستان گویی طفولیت تاریخ ماست. ما می‌توانیم از ابعاد مختلف به آن نگاه کنیم، برای مثال، تاریخ باستان مزین، مزاحم، مهیج و صورت‌های مختلف دیگری هم داریم. بهتر است در برخورد با این دوران کودکی به‌جای تفسیری، تأویلی به آن نگاه کنیم. تأویلی به معنی بازگشت به اول و همراه اول حرکت‌کردن محسوب می‌شود. طفولیت ما مملو از تروماتایز است که تحت‌عناوین مهاجرت و فتوح می‌توان بررسی‌شان کرد. در این بحث ما از نگاه یک متخصص به شخصیت اجتماعی یک فلات‌نشین ایرانی نظر داریم. 

دانش‌آموخته دکترای تاریخ از دانشگاه منچستر انگلستان ادامه داد: برای درنگ در ترومای اجتماعی ما ایرانیان می‌توانیم مصرع «سینه خواهم شرحه‌شرحه از فراق» را بیان کنیم. شرحه یادآور جراحتی عمیق و پایا در وجود ماست. ما گمان می‌بریم که این تروماها در پیامد رخدادهای ناخوشایند به ما وارد شده‌اند، اما واقعیت این است که گاهی تروماها را خوشایند در نظر داشته‌ایم. شرحه یا آسیب یا جراحت زمانی که فردی باشد، در رشته تاریخ برایمان اهمیت ندارد. اما اگر جمعی باشد، متفاوت است. ممکن است بر اثر حمله یک قوم، جمع زیادی از افراد جامعه دچار تروما شوند. این تروما وارد خاطره تاریخی و سپس از خاطره به حافظه جمعی ما وارد می‌شود. 

مؤسس تاریخ محلی در دانشگاه اصفهان افزود: در کنار خاطره و حافظه، ما پدیده هویت (Identity) یا هویت اجتماعی هم داریم. این هویت به‌مرور گسترده‌تر و پیچیده‌تر می‌شود. تروماهای تاریخی، در کنار ابعاد مختلف دیگر، در شکل‎‌گیری هویتمان نقش دارند. به‌گمانم چهارراه زندگی تاریخی ما، جایی که ما در آن زیسته‌ایم، از ابعاد مختلف طبیعی و غیرطبیعی بسیار پرتراکم بوده است. اکنون این تراکم در وجود ما نهادینه شده. این مسئله در شعر و فرهنگ ما بارها انعکاس یافته است. 

تاریخ‌نگار کشورمان این‌گونه بحث ترومای اجتماعی را دنبال کرد: تمایل برای جبران این خسارت یا جراحت که از دیرباز در روان ما شکل گرفته است، به ایجاد هنر غصه‌مندی و سوگ منجر شده. سوگ سیاوش یکی از نمونه‌های معروف آن به شمار می‌آید. سوگ هرآنچه نداشته‌ایم و به دست نیامده همواره با ما بوده. بنابراین، در بحث مدنظرمان ما با سوگی دائمی و پیوسته مواجهیم.

این تاریخ‌پژوه همچنین تأکید کرد: به‌دست‌آوردن و از‌دست‌دادن هر دو تروماست. چنان‌که در درازنای تاریخ پیروزی و شکست داشته‌ایم. ما نیازمندیم که این مباحث در دوران باستانی ما تئوریزه‌ شوند. فردوسی که در مقایسه با ما قرن‌های بسیاری به دوران باستان نزدیک‌تر بوده، در این مبحث بسیار حائز اهمیت است. ترومای فردوسی همان «شاهنامه» اوست. او سی سال تمام ترومای خویش را شعر کرد و سرود. 

مرتضی نورائی در برهه‌های مختلف از زمان مادها تا ساسانیان به تروماهای مختلف ایرانیان نظر کرد که شاید مهم‌ترینشان هخامنشیان بود: در هر دوره، زخم تاریخی ما عمیق‌تر شده است. در دوران هخامنشی یکی از مباحث مهم ترومای اجتماع یا فریزشدن آن به شمار می‌آید. در همین زمان ما می‌توانیم تروماها را برون‌مرزی و درون‌مرزی تعریف کنیم.

مورخ و پژوهنده اصفهان همچنین خاطرنشان کرد: آن نیایش معروف داریوش که با اهورامزدا سخن می‌گوید و در بیستون ثبت شده است، حائز اهمیت بسیار محسوب می‌شود. در آن دعا به سه مؤلفه «دشمن و خشک‌سالی و دروغ» اشاره می‌شود. اولی بحثی برون‌مرزی است. دومی بلایای طبیعی را گوشزد می‌کند. سومی مسئله‌ای اجتماعی است. گفتنی است تروماهای ما در میراث‌های ملموس و ناملموس و حماسه‌ها و اساطیر ما بازتاب یافته و همگی در خور بحث مفصل و مدت‌های مدیدی درنگ است. 

محسن آزرم و کتاب‌هایش به چشم برادری!

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

ناصر حجازی به روایت مهدی یزدانی خرم

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

آناتومی یک سقوط (Anatomy of a Fall)

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.