«تاریخ (ماریخ) مستطاب سبیل» کتابکی خوشخوان و بانمک است. این اثر به قلم شرمینه نادری و تصویرگری نعیم تدین در سال ۱۴۰۰ منتشر شده. کتاب که به کوشش نشر هوپا، انتشارات تخصصی کودک و نوجوان، به بازار آمده، دارای ۱۲۰ صفحه است. اگر فکر میکنید مردها به چشم برادری یا به چشم غیربرادری با سبیل جذابترند یا آلامدشدن سبیلهای زنانه در برهههایی از تاریخ برایتان موضوعی پُرجاذبه است، خواندن این کتاب را به شما پیشنهاد میدهم! گروه دومی که بهنظرم بد نیست این کتاب را بخوانند، همه کسانی هستند که از هرچه سبیل و ریش است در این دنیا، چه مردانه و چه زنانهاش، حالشان بههم میخورد!
وقتی منابع تاریخی دورههای مختلف را برگ بزنیم، متوجه میشویم که سبیل یا در گفتار عامیانهترش «سیبیل» معادلهای دیگری در تواریخ و اشعار و داستانهای فارسی داشته. دو کلمه «سبلت» و «بروت» مهمترین آنها هستند. اما امروزه هیچ واژهای بهاندازه سبیل یا صمیمیترش سیبیل در فرهنگ ما برای موی پشت لب، چه در مردان و چه در زنان، کاربرد ندارد.
قدیمیترین فرش جهان ساخته و بافته ایرانیان بوده و پازیریک نام داشته است. سیمای مردی جوان با سبیلهای مشکی روی این فرش تشخیص داده شده که آن را کهنترین تصویر سبیل در تاریخ دنیا میدانند. نادری درباره این رخساره توضیح میدهد: «مورخان، یعنی همانها که تاریخ مینویسند، ریش میجنبانند؛ یعنی یکجوری تأیید میکنند و میگویند که آن تصویر در حقیقت نقشی از یک سوار ایرانی بوده است، مردی با سبیلهای ازبناگوشدررفته و روغنزده و فِرخورده سوار بر اسبی قدرتمند و چابک که بر دشتهای سرزمین ایران میتاخته و سبیلهایش در دست باد مثل اسب پرواز میکرده است.»
تاریخ سبیل در ایران با تاریخ ریش پیوندی نزدیک دارد. هرجا تاریخنگاران سبیل را بررسی میکنند، نگاهی نیز به ریش دارند که نویسنده و پژوهشگر کتاب حاضر نیز دقیقاً همین کار را کرده. و اصلاً اجتنابناپذیر است. در دورههایی از تاریخ ایران، مانند هخامنشیان یا اشکانیان، گذاشتن سبیلْ توأم با ریشی پُرپشت مد بوده. اما برای مثال در دو دوره تاریخی ساسانیان در عهد باستان و صفویه در عصر اسلامی سبیل بهتنهایی باب میشود.
مسئله فوق را گاهی فقط برآمده از مد و سلیقه در زیست روزمره مردم میتوان دانست. اما گاهی جدیتر هم میشود به آن نظر کرد (و البته منظورم این نیست که مد و سلیقه مسئلهای غیرجدی است!). مثلاً یکی از علل مدشدن سبیلهای بناگوشدررفته و مجلل و فانتزی در بین صفویان، به پدرکشتگی این خاندان با عثمانیها برمیگردد. شاهعباس بزرگ صفوی برای اینکه مردم شیعه و سینهچاک علی(ع) متمایز از مردم و شاهان سنیمذهب عثمانی شوند، دستور میدهد که مردان ایرانی فقط سبیل بگذارند. یا در واقع، برای اینکه چهرهای متفاوت از عثمانیان داشته باشند، قید ریشهایشان را بزنند.
سبیل در دورههای مختلف اصلاً اسباب اشتغالزایی بوده است. برای نمونه، کسی چون مظفرالدینشاه از دودمان قاجاریه در سفرهای اروپایی خود (و قطعاً در حضر) یک نفر را میبرده، فقط برای اینکه سبیلش را چرب کند و حالتِ خوش بدهد تا در مهمانیهای سیاسی و رسمی با زیباییاش کمر دنیا را دو نیم کند (دستکم با سبیلش نه با سیاستهایش)! در کل، بحث سبیل و زیباییشناسی آن در دوران قاجارها، چه مرد و چه زن، بحثی مفصل و برای خود من جالب است؛ دورهای که گاهی درازی سبیل و ریش به جایی میرسد که اولی را پشت سر گره میزنند و دومی از کمرشان هم عبور میکند. و سوگلیهای دربار سبیلشان را که نمیزنند هیچ با وسمه و حنا تازه پُررنگترش هم میکنند!
«تاریخ (ماریخ) مستطاب سبیل» کتاب کوچکی است که با قلمی روان و خودمانی (نه سطحی و سخیف) و بامزه (نه با بیمزگی) به تاریخ سبیل نظر دارد؛ مسئلهای که اصلاً در تاریخمان شوخیبردار نبوده، و آبرو و سرنوشت بسیاری از آدمها به بود و نبودش و قوانین مرتبط با آن در جامعه گره میخورده. فرهنگ گفتاری و ادبیات عامیانه ما نیز پُر از سبیل است! و شرمینه نادری چقدر زیرکانه و دلنشین در لابهلای تاریخش به آن نگاه کرده؛ از اصطلاح «برباددادن سبیل» گرفته تا «دوچرخه سبیل بابات بچرخه»! این را هم بگویم که نویسنده در مواردی جزئی ماجرای سبیل را در ورای ایران هم دنبال میکند.
شرمینه نادری عزیز، این اولین کتابی است که از شما خواندم. و قطعاً آخرینش نخواهد بود. از شما ممنونم که تاریخ را به این سادگی و قشنگی نوشتهاید. و مثل آنهایی ننوشتهاید که آدم با خواندنِ اثرشان دوست دارد برود به یک جای دور و دیگر هیچوقت برنگردد! نعیم تدین عزیز، بهخاطر تصویرگری هنرمندانهتان از شما ممنونم. برخی از تصاویر، کتاب را برایم شیرینتر و نمکینتر کرد. برخی تصاویر هم خیلی در درک و تصور مطالب شرکینه نادری به دردم خورد، مثل نقاشی سه مدل سبیل «لوطی» و «پهلوانی» و «چخماقی» که خودم به این خوبی نمیتوانستم دربارهشان خیالپردازی کنم!
بر اساس راهنمای پشتجلد، این کتاب برای ده تا هجدهسالهها مناسب است، اما من آن را به همه کودکان هفت تا نودوهفت سال پیشنهاد میدهم!
چهارشنبه 20 دی 1402 ساعت 17:07