زندگی، جنگ و چیزهای دیگر

زندگی، جنگ و چیزهای دیگر

کتاب، فیلم، روزمرگی
زندگی، جنگ و چیزهای دیگر

زندگی، جنگ و چیزهای دیگر

کتاب، فیلم، روزمرگی

از نیکولاس تا لاس وگاس

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

تولدت مبارک

«بعد از آن هیچ‌وقت حرفش را نزدیم. همان‌طور که هرگز از کودکی‌مان حرف نمی‌زدیم، از رؤیاهای مشترکی که از دست داده بودیم، هر اتفاقی که افتاد و نیفتاد. یک بار در سکوت کنار هم نشسته بودیم که یکی‌مان زد زیر خنده. مسری بود. دلیلی برای خنده نداشتیم، اما آن‌قدر خندیدیم که اشکمان درآمد و افتادیم به تاب‌خوردن در صندلی‌های‌مان و زوزه کشیدن، زوزه کشیدن از خنده. لکه‌ی خیسی روی خشتک من پدیدار شد که خنده‌مان را شدیدتر کرد. با دست می‌کوبیدم روی میز و تقلا می‌کردم نفس بکشم. فکر کردم: شاید قرار است این طوری بروم، بر اثر حمله‌ی خنده. چی بهتر از این؟ خندیدن و گریستن، خندیدن و خواندن، خندیدن آن‌قدر که فراموش کنم تنها هستم، که این پایان زندگی‌ام است، که مرگ پشت در انتظارم را می‌کشد.» 
«تاریخ عشق»
نیکول کراوس و ترانه علیدوستی 

جهاددانشگاهی؛ یک جا مثل هرجا

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

لیلی گلستان یا نایین؟

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

بچه‌شیر

برای فردا می‌خواهم موهایم را صاف کنم، ولی بر اساس شانش همیشگی‌ام فردا باران خواهد آمد و قیافه من در بهترین حالت شبیه بچه‌شیر برنامه کودک خواهد شد. دوباره مثل همیشه ذوق بیخودی دارم!