یک کتاب بخرم. نمیدانم چه کتابی. فقط میدانم خوشحالم. فقط میدانم منتظر رسیدنش هستم. فقط میدانم عاشقش خواهم شد! بعد از هزار سال...
چند روز است که خواندن «برادران شیردل» را شروع کردهام. این کتاب برای گروه سنی کودک و نوجوان است. کتابهای کودک و نوجوان چیزهای کوچکی به آدم یاد میدهند. مثل راستگویی، مهربانبودن، کمککردن، باادببودن، امید، مواجهه با غم و مرگ و تنهایی و همۀ اینها برای آدمهای کوچولوست، برای کسانی که هنوز به بزرگسالی نرسیدهاند. بهنظرم ناشرها خیلی احمق هستند که روی جلد و در شناسه، این کتابها را مناسب گروه سنی خاصی میدانند. چیزهایی که کتابهای کودک و نوجوان یاد میدهند، بیشتر به درد آدمبزرگها میخورد! آسترید لیندگرن با «پیپی جوراببلند» حس خوبی به من داد که هرگز فراموشش نمیکنم. فکر کنم «برادران شیردل» هم همین بشود. آسترید دوستت دارم. سوئدیهای زیادی هستند که دوستشان دارم! همه میگویند سوئد کشور سردی است که آدمهای سردی دارد! همه غلط میکنند. من دوستت دارم!
«نئوهاوکینگها (یا سازش با سوراخهای جوراب مورچه)» روایتی است از بیماری سرطان که مریم حسینیان برایمان تعریف میکند؛ مریم حسینیان که اول شوهرش را شناختم! اول عاشق دنیای کتابها و قلم همسرش، مهدی یزدانی خرم، شدم. این اولین کتابی است که خود حسینیان میخوانم. نویسنده «نئوهاوکینگها» اشکم را درآورد! این یعنی کتاب را دوست میدارم! این کتاب را نشر چشمه در سال ۱۴۰۱ شمسی و در ۱۷۷ صفحه منتشر کرده است.
«نئوهاوینگها» اسمی ابداعی و برگرفته از نام استیون هاوکینگ است که نگارنده این کتاب برای خطاب به خودش و دیگر مبتلایان به بیماری سرطان انتخاب میکند. انتخاب میکند چون به نظرش هیچ عنوان و اصطلاح فارسی یا غیرفارسی دیگری را برای خطابقراردادن این گروه مناسب نمیداند.
مریم حسینیان روایت دردهای تن و زخمهای روانش را به مدت دو سال که به سالهای کرونا مربوط میشود، در قالب خاطرات به قلم آورده است. خاطراتش دراصل ماجراهای مرتبط با ابتلایش به سرطان است که اولین بار از یک اسپاسم فلجکننده در حوالی معده به آن پی میبرد. این سرطان کولون یا رودۀ بزرگ تودهای بدخیم است که برای گذار از آن به مجموعهای از شیمیدرمانیها و بستریهای طولانی نیاز دارد.
درحالیکه مریم، زنی جوانی که یک شوهر و پسر دبستانی دارد و برای زندهماندن تلاش میکند و بعد از هر سختی به دنبال روزنهای تازه میگردد، ناگهان از ابتلای خود به سرطانی گستردهتر باخبر میشود. سرطانی که با آن از داشتن بخشی از زنانگیاش یعنی رحم و تخمدان و همینطور بخشی از روده بزرگ محروم میشود. مریم حسینیان بعد از پشتسرگذاشتن عمل سخت هایپک به متاستاز میرسد.
«نئوهاوکینگها (یا سازش با سوراخهای جوراب مورچه)» کتابی پراشک است که نویسندهاش با جاریکردن گوشههایی از امید و طنز خواندنش را ممکن میکند. این کتاب داستان واقعی یک زندگی سخت است که گاهی مهربانی آدمها آن را آسان میکند و گاهی نادانی آدمها به پیچیدگی بیشتر و ماجراهای تلخ آن را میرساند. کتاب در حالی به پایان میرسد که مریم هنوز بیمار است. اگر به خواندن کتابهای خاطره، مخصوصاً خاطراتی ایرانی، علاقهمندید، آن را از دست ندهید.
امیدوارم این پلنگی را که آقای شیشهفروش میگوید، من را بخورد.