بچهای بهنام ریزه گربهای غیراهلی داشته که از دست همه فرار میکرده. اما هر بار که ریزه صدایش میزده، فوری به آغوش او میرفته. حالا گربه غیبش زده و ریزه بهخاطر گمکردنش غصهدار است. این کودکِ دلشکسته و غمگین همینطور که در حال پرسهزدن و کلنجاررفتن با دردش است، ناگهان سوارکاری را میبیند. سوارکار از قیافهی کودک پی میبرد که ناراحت است. پس علتش را جویا میشود. مرد وقتی میفهمد، گمکردن گربه به چشمش کوچکتر از غم خودش میآید. و میگوید من که چیزهای مهمتری گم کردهام، هم دستهکلیدم و هم کلاه و اسبم را. ریزه به فکر میرود و در سکوت، مردِ پُردردتر از خودش را ترک میکند.
ریزه همینطور که تصمیم میگیرد با درد گمکردن گربهاش به دوردستها برود، با کسانی دیگر هم روبهرو میشود که هرکدام گمشدهای دارند. و همه هم غم یا گمکردهی خود را بزرگتر از غم و گمکردهی ریزه میدانند. انگار که زاری و اندوه ریزه نسبتی با نام و هیکلش دارد! هر دو ریزهاند! ریزه کلاغی را میبیند که پاهایش میان سنگها گیر کرده و نمیتواند پرواز کند. آدمی جلویش سبز میشود که وطنش زیر آب رفته و حالا آواره است. دیوی را دیدار میکند که با هیچچیز شکمش سیر نمیشود و همیشه گرسنه است. و همینطور کسان دیگری هم میبیند که گرفتاریهایی دارند.
او کمکم میفهمد که آدمی و اصلاً هر موجود زندهای زندگیاش آمیخته با درد است. ریزه متوجه میشود که مشکلات و رنجها و ناخوشیهای زیادی، از قحطی و کمبود مواد غذایی و ظلم و ستم تا بیکاری و آلودگیهای آب و هوا و ناامیدیِ بشر دنیا را فراگرفته. اما این موضوع باعث نمیشود که خاطرهی گربهاش را فراموش کند. ریزه هنوز دردی گنده در دلش دارد. آخرین موجودی که سر راه ریزه میآید، سگی است که او هم به ناراحتی ریزه پی میبرد. اما سگ برخلاف دیگران غمهای خود را به ریزه نمیگوید و به جایش برای او راهحلی دارد. سگ پیشنهاد میکند که بیا با هم داستانی دربارهی گربهیِ نااهلیِ گمشدهات «بنویسیم».
«ریزه» اثری از تصویرگر و نویسندهی بلژیکی،آنه اربو (تولد: ۱۹۷۵م) است. این داستان در جایی از کتاب برای نونهالان یا مثبت ۹ و در جایی دیگر از کتاب نیز برای نوباوه یا مثبت ۴ تعریف شده! همچنین، آن را کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۹۹ منتشر کرده. «ریزه» ۳۲ صفحه دارد و زبان اصلی آن فرانسوی بوده. مترجم و ویراستار و صفحهآرای آن نیز بهترتیب شیما حسینی و مرضیه طلوع اصل و ملیحه بشنوایی هستند. «ریزه» به زیبایی و بدون اینکه کتاب را تلخ و زهرناک کند به خواننده یاد میدهد که زندگی آدمی گرهخورده به مشقتها و گرفتاریهاست. مخصوصاً برای خوانندهای خوب است که به گمانش دنیا دارد بر سرش آوار میشود و جز غم او بقیهی دنیا در آرامش و سرخوشی است. آنه اربو بدون اینکه بچهها را گیج و سردرگم کند به سادگی و البته بهدوراز بیان مستقیم، یادشان میدهد که به جز مشکلاتی که هرکس در زندگی شخصی خود میبیند، در دنیا معضلاتِ سیاسی یا اقتصادی یا اجتماعیای وجود دارد که با روزگار همهی ما پیوند خورده. اربو به بچهها و حتی به بزرگترهایِ اهلش میآموزد که در کنار رنجهای خود، دردهای دیگران را هم ببینند. و یاد میدهد که هر مشکلی راهحلی درد. و شاید «نوشتن» و «قلمبهدستگرفتن» راهی خوب برای تسکین بعضی دردهایمان باشد. بهنظرم «ریزه» در کنار داستان و مضمون دلچسب و مفیدش، جذابیت بصریاش هم پرکشش است. «ریزه» اولین داستانی است که من بعد از رفع فیلترینگ چندروزهی طاقچه در مرداد ۱۴۰۲ برای خواندن انتخاب کردم. این اثر نیز مثل بیشتر کتابهای کودک و نوجوان در طاقچه نسخهی پیدیاف دارد، نه ایپاب.