نسیم خلیلی (تهران، ۵تیر۱۳۶۰) در جدیدترین آفرینهی خویش، یعنی «قهرمان مردم:علی(ع) در بینامتنیت متون رسمی و فرهنگ عامۀ تاریخ میانۀ ایران»، نشان داده که سرد و گرم چشیدهی راهی است که سالیان سال در آن به جستن و یافتن و نوشتن پرداخته است. این مورخِ نکتهپرداز و داستاننویسِ شوریدهی کشورمان با پژوهشِ حاضر به یادمان میآورد که در عرصهی فرهنگ و تاریخِ مردم صاحبنظریِ توانمند است. حرفی برای گفتن دارد. و میتواند آثاری به راستی سودمند پدید آورد که پاسخگوی بخشی از کاستیهای تاریخنگاری در ایران باشند.
پیشگفتارِ تأثیرگذارِ «قهرمان مردم» با تأکید بر آیین «میلۀ گل سرخ» در بلخ افغانستان که پیوندی مستحکم با شخصیت علی(ع) دارد، آغاز میشود. سپس نویسنده به ضرورت، چند مطلب مقدماتی را پیش میکشد تا خواننده را برای ورود به مبحث اصلی آماده کند. در فصل اول با عنوان «از شمایل مولی تا تاریخ اجتماعی و اسطورهشناسی» از آنجا که قصد دارد از عامه سخن بگوید، سیر دگرگونی و تحول تاریخنگاری را از سوی سنتی به سمت رویکردهای نو بررسی میکند. و متنی منظم از سرگذشت تاریخ خُرد و مکتب آنال و تاریخ اجتماعی و فولکلور یا فرهنگ عامه در اختیار خواننده قرار میدهد. در همین جاست که محدودهی تحقیق خود را نیز مشخص میکند. در واقع، خلیلی میکوشد تا با تأمل در متون فارسیِ سدههای هفتم تا دهم هجری قمری مضامینی را که گفتمانی اسطورهپردازانه از شخصیت علی(ع) در آنها حاکم است و بر ناخودآگاه عوام اثر میگذارند و در زندگی آنان بیوقفه بازنمایی میشوند، گردآوری و تحلیل کند. او که از مشاهدهی منابع غیرفارسی هم غفلت نکرده است، قصد دارد به این پرسش اصلی پاسخ گوید که چرا در فرهنگ مردم علی(ع) شخصیتی رهاننده بازنمایی میشود؟ از آنجا که فهم این امر بدون آشنایی با دو مفهوم اسطوره و بینامتنیت ممکن نیست، آنها را تبیین میکند. و نشان میدهد که اسطوره نه برآمده از خرافه است، بلکه ریشه در واقعیتهای اجتماعی و تاریخ دارد. و بینامتنیت نیز به ما میآموزد که هر متنی از گذشتهای برخوردار است.
«پرسه در تاریخ» فصل دوم است که بر اساس آن، دوران تاریخی موردنظر، یعنی قرون هفتم تا دهم هجری قمری، متناسب با بحث و با مراجعه به متون تاریخی آن دوره واکاوی میشود. در این قرون تاریخ ایران دو حملهی گسترده و ویرانگر که هجوم مغولان و تیموریان باشد، رخ میدهد؛ حملاتی که موجب انزوا و دنیاگریزی مردم شد و تأثیراتی عمیق بر جامعه گذاشت. در همین عرصه است که هر ایرانی به جستوجوی اعجازی نجاتبخشانه و امیددهنده و نگرشهای صوفیانه متمایل میشود تا جایی که گاه همان فاتحان مغول هم گویی رهانندهاند. ضمن آنکه با کناررفتن دو مرکزیت مهم سنی و اسماعیلیه فرصت ابراز وجودی جدی برای شیعهی دوازدهامامی فراهم میآید. شعیه تا قلب دربار ایخانان میرود و کسی، چون اولجایتو، از این جنبه با شیعهشدن، جامعه را دگرگون میکند. حتی تیموریان نیز علایق شیعی داشتند. در همین بازه فرقههای صوفیه و مهمتر از همه حروفیه در جامعه گسترش یافت. و سیمای علی(ع) در آثار متعدد اهل سنت و شیعه، از «وسیله الخادم الی المخدوم» فضلالله روزبهان خنجی تا «روضه الشهدا»ی حسین واعظ کاشفی، پررنگ و بر وجه مردمی و نجاتبخشی آن تأکید میشود.
خلیلیِ تاریخپژوه و مردمشناس، فصل سوم را فرصتی مناسب میداند تا دو وجه مینوی و دنیوی علی(ع) را روشن و موشکافی کند. به بیانی دیگر، «علی(ع)؛ نگاهی تاریخی» فصلی است که در آن مشخص میشود که علی(ع) در واقعیت تاریخی کیست و در گفتمان اسطورهپردازانه یا در همان باورها و قصهها و آیینهای عوامانه چه جایگاهی دارد. پژوهشگرِ «قهرمان مردم» با بهرهمندیِ درست و هدفمند از منابعی، چون «قرآن»، «نهجالبلاغه»، آثار حدیثی و تاریخنگاری، نشانههای قهرمانانه و فرانسانی و نجاتبخشی و پهلوانی و غلوآمیزی شخصیت اصلی کتاب را مییابد. و نشان میدهد که اینها به مثابه بینامتنهایی، بر آثار بعدی با محور گفتمان اسطورهپردازانه، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، اثر گذاشته است.
فصل چهارم، «دنیا هیچوقت از وجود امام خالی نیست» نام دارد. در اینجا، خلیلی ضمن استفاده از منابعی که یاد شد، وجه بینامتنیشان را در میان آثار کلامی مییابد. در واقع، محقق در دل متون کلامی گام میگذارد و با بهرهمندی از ژرفنگری خویش آشکار میکند که کدام نشانهها در آنها بازتابندهی جنبههایی از شخصیت علی(ع) است که او را به کسی فراتر از آدمی عادی بدل میسازد. در این بخش، به آن دسته کتابهای کلامی که بر موضوعِ پرمناقشهی امام در اسلام و مخصوصاً امامت علی(ع) نظری گستردهتر دارند، رجوع میشود. نکتهی مهم بعدی اینکه کلام در سدههای موردنظر کتاب، خواه در میان اهل سنت و خواه در میان شیعیان، به دوران مهم و حیاتی خود رسید و ازاینرو بررسی آن اهمیتی دوچندان مییابد، بهویژه دو اثر «کامل بهایی» و «مناقب الطاهرین» از عمادالدین طبری که در مرزهای تعریفشدهی این پژوهش قرار میگیرند. در این بررسیها نویسنده چهار ویژگیِ کاملبودن، شجاع و پیروزبودن، مقرب پیامبربودن و بخشندگی و رهانندگی و مردمی بودن علی(ع) را فرا یاد میآورد.
وجه آرمانی علی(ع) در تاریخی که محقق آن را بررسی میکند، در منابع غیرمکتوب هم یافتنی است. بنابراین، فصل پنجم با سرنویس «در میان اسلیمیها، خطوط کوفی» پدید آمده. این پژوهشگر عامه در بخش کنونی، هم از پژوهشهای دیگران در معماری و هنر بهره برده است و هم خود از نزدیک، بناهای آن سده را دیده و در آنها درنگ کرده است. و دریافته که این ابنیه، هم از جنبههای زیباییشناسانه و هم از جنبههای تبلیغی و آیینی مهماند. و او باز هم در جستوجوی ویژگیهای بینامتنی متون دیگر در این آثار است، چنانکه هدفش بوده. پیوند نام علی(ع) و خط بنایی کوفی در مساجد و دیگر مراکز این بخش بسیار مهم و شاخصههای گفتمان اسطورهپردازانه در آنها یافتنی است. خلیلی به بناهای متعددی از جمله بارگاه منسوب به علی(ع) در مزارشریف، گنبد سلطانیه در زنجان و مسجدجامع ورزنه نظر دارد. تکرارشدن نام علی(ع)، بازتاب داستان معراج و شهادتین در شمار نکات گوناگونی است که هنگام بررسی بحث معماری، باریکبینانه موردتوجه واقع میشوند.
«در میان حماسهها، شعرها، قصهها» فصل ششم کتاب است. در اینجا، نسیم خلیلی با تکیه بر این مهم که اسطورهها در فرهنگ عامه و حافظهی جمعی مسلمین به دست خودشان و به ضرورتهایی در درازنای تاریخ شکل گرفتهاند، به دنیای قصهها و اشعار پا میگذارد. به بیانی دیگر، علی (ع) را از گفتمانی که بارها گفته شد و همین طور در عصر مدنظر این بار در دنیای ادبیات بررسی میکند. در این تفحص منابع بسیارند. «مثنوی معنوی»، «علینامه»، «خاوراننامه» فقط سه نمونه از آنهاست. جنگاوری علی(ع)، پیوند او با شخصیتهایی چون رستم دستان، رهابودن علی(ع) آرمانی از قید زمان و مکان، بخشی از مباحث کندوکاو در این فصل است. بهطور ویژهتر به «خاوراننامه» ابنحسام خوسفی و چهار مؤلفهی مهم آن در پیوند با علی(ع)، یعنی قهرمانبودن علی(ع) در جنگها، قهرمانی دُلدُل یا مرکبش، دستافزارش یا همان ذوالفقار و رویارویی علی(ع) با موجودات خیالی، چون اژدها، دقیقتر موشکاف میشود.
نویسنده با فصل هفتم یا آخر به اسم «در میان خانقاهها، فتوتنامهها» از راهی دیگر به دنیای بینامتنیت متون رسمی و فرهنگ عامه وارد میشود. در واقع، در فصل هفتم، نگارنده از جنبهای دیگر به بحث نظر دارد، اما مانند سایر فصلها هوشمندانه و کاملاً همسو با پرسش اصلی، این دسته از منابع را میگشاید. نسیم خلیلی در آغاز فصل آخر میگوید: «علی(ع)، در بافت متون صوفیانۀ تاریخ ایران، همواره تبلوری نمادین و تأملبرانگیز داشته است تا آنجا که شاید جسورانه بتوان مدعی شد که مهمترین بازنمایی شخصیت علی(ع) در ساحت چنین متونی قابل جستوجوست.» در اینجا، هر سه عرصهی تصوف و عرفان و فتوت با مراجعه به متون پرشمار و گوناگونی واکاوی میشود. همچنین خصایصی چون قدرت طیالارض، خرق عادتهای علی(ع) در کودکی و جوانمردی با مراجعه به متون یادشده در سدههای هفتم تا دهم هجری قمری درخور تأمل است. در فتوتنامهها نیز علی(ع) انسانی کامل و همنشین پیامبر است.
«قهرمان مردم:علی(ع) در بینامتنیت متون رسمی و فرهنگ عامۀ تاریخ میانۀ ایران» را نشر سنگلج به تازگی چاپ کرده (۱۴۰۲ش) و ۳۹۷ صفحه دارد. طرحِ هنرمندانه و خوشرنگ و پرجاذبهی جلد آن نیز کاری از محسن پیشدادی است. نسیم خلیلی در این اثر با ورود به عرصههای تاریخ و ادبیات و صوفیه و معماریِ قرون میانه یا سدههای هفتم تا دهم هجری قمری سیمای علی(ع) را به روش بینامتنیت به تصویر میکشد. این پژوهشگرِ فرهنگ عامه که در نوشتن از مردم در دنیای داستانی هم چیرگی تمامی دارد، سیمای واقعی و تاریخی علی(ع) را نیز نشان میدهد، اما هدف اصلی او ترسیم آن علی(ع) است که در دل و جان و ضمیر مردم کوی و برزن و ساده خانه دارد. و در نگاه پیرزنان و پیرمردان و هر جوان و کودک عامی یافتنی است؛ همو که یار راستین پیامبر(ص) و درمانگر و بخشنده و امیدبخش و فرابشری و قهرمانی اسطورهای است. جان کلام آنکه قهرمان مردم است. خواندن این اثر را به خوانندگان صبور و علاقهمند به فرهنگ مردم، خاصه دین عامیانه، پیشنهاد میکنم.
از پیشگفتارِ کتاب «قهرمان مردم»: «تاریخ و ادبیات و فراتر از آن، جهان عطرآگین نویسندگی برای من همواره سحرآمیز و دلفریب بوده است. وقتی در میان کتابها غرق بودهام، وقتی در دانشگاه تاریخ میخواندم، وقتی جسورانه دست به قلم میبردم، دلم میخواست میتوانستم دامنی پُر کنم از گلهایی که جانم را مینوازند، اما من فقط مست بودهام در این وادیها. و حاصل مستیها، نوشتنهای دلی و شوریدگیهایی که مرا ساخته است، بخشی از هویت من، بخشی از شناسنامه من شده است. اسمش را میگذارم تاریخنگاری شوریدگیها، تاریخنگاری زنانه و مادرانه، تاریخنگاری جان و درون. شاید این همه، اعترافات بزرگ و نابجایی باشد، اما من صداقت را خوشتر میدارم. تمام تلاشم آن است که رویکردهای علمی داشته باشم، نوشتارم مستند به روایتهای متقن و درست و منابع معتبر باشد و در تحلیلهایم حتیالمقدور به سوی جانبداری و احساسات صرف نلغزم، اما در مجموع، آنچه برایم اولویت داشته و دارد، دل سپردن به روایت بوده است و لذت بردن. شاید این پژوهش، از منظرها و به قلمهای دیگر میتوانست بهتر و پختهتر از چیزی باشد که من با توان و دانش اندکم نوشتهام، اما این را میدانم که من این پژوهش را به راستی عاشقانه نوشتهام و گاهی این جمله از دالایی لاما باعث شده است دل قوی دارم و به راهم ادامه دهم: «سیاره ما دیگر نیازی به آدمهای موفق ندارد. این سیاره بهشدت نیازمند افراد صلحجو، درمانگر، ناجی، قصهگو و عاشق است». از شما میخواهم مرا در نوشتههایم، قصهگو و عاشق روایتهایم بدانید و بس و بگذارید اینگونه دلخوش باشم که نه محققی موفق، که نویسندهای عاشقم.»
.
.
.
پینوشت: در زادگاه و شهر کودکیام، بوشهر، مکانی بود و هست که به آن میگفتیم و هنوز هم میگویند «عباسعلی». در این عباسعلی درختی مقدس بود. مردم، به روایت مادربزرگم، باور داشتند که در زمانهای قدیم مردی به نام «عباسعلی» بود و نامش یادآور دو شخصیت بزرگ، یکی علی(ع) و دیگری ابوالفضل عباس، پسر علی(ع). عباسعلی در روزی که دریا طوفانی و بداخم بوده، به تنگ میآید و گمان میبرد که مرگش نزدیک و هر لحظه ممکن است با آبِ خروشانِ دریای بوشهر به فنا برود [شاید عباسعلی دریانورد بوده]. اما به پرودگار و امامان(ع) رو میکند و ناگهان درختی پیش روی خود مییابد که بدان چنگ میزند و همان او را رهایی میبخشد. بعد از آن، مردمِ بوشهر، شهر من، هر زمان که خویشتن را غرقِ در بیماری و رنج و تنگی و گرفتاری و ناامیدی یافتند، به درختِ «عباسعلی» چنگ زدند و مخلصانه با پیشکشیدن نام عباسعلی، در جایگاه انسانی والا و نظرکرده، به امامان(ع) و خاصه دو شخصیت علی(ع) و ابوالفضل عباس رو کردند و مراد جستند. درختی که من هم در کودکی با احترام و کمی ترس در دل بر آن دست کشیده بودم. به یاد ندارم، اما شاید پارچهی باریک و سبزی هم بدان گره زده بودم تا گرهی از دردهای کودکانهام باز شود. در آخرین سفرم به بوشهر، از مادربزرگم شنیدم که درخت را قطع کردهاند. قصدشان آن بوده که مردم گرد خرافه نگردند. اما کندن درخت تأثیری در گرایش مردم به «عباسعلی» نداشته و مجبور شدهاند با آراستن مکانِ دقیقِ همان درخت به ضریحی زرین نیاز عوام را پاسخ گویند. داستانِ «عباسعلی» یکی از محبوبترین داستانهای تمام عمرم بود که همواره در گوشهای از ذهنم آن را داشتم. و به آن فکر میکردم. اکنون نیز بدان فکر میکنم، اما بیتردید دیگر نگاهم چون سابق نیست. اکنون با آموختههایم از کتابِ «قهرمان مردم» به قلم نویسندهی محبوبم، نسیم خلیلی، به آن نظر میکنم.