زندگی، جنگ و چیزهای دیگر

زندگی، جنگ و چیزهای دیگر

کتاب، فیلم، روزمرگی
زندگی، جنگ و چیزهای دیگر

زندگی، جنگ و چیزهای دیگر

کتاب، فیلم، روزمرگی

مامان من

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

امروز در دانشگاه

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

موبایلم

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

بهمن فرسی

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

دیکته و زاویه

«دیکته و زاویه» مجموعه‌ای از دو نمایشنامه است. این اثر کاری از گوهر مراد به شمار می‌رود که بر اساس نسخۀ در دست من سال ۱۳۴۷ شمسی و زیرنظر نشر نیل به بازار کتاب آمده. این مجموعۀ مختصر فقط ۱۰۲ صفحه دارد. گوهر مراد نام غلامحسین ساعدی خالق مشهور «گاو» است که ۱۳دی۱۳۱۴ در تبریز متولد شد و در ۲آذر۱۳۶۴ درگذشت و در سکونتگاهش پاریس به خاک سپرده شد.

«دیکته» عنوان نمایشنامۀ اول است. چندین دانش‌آموز، از جمله شاگرد مردود، و چند معلم و ناظم و رئیس شخصیت‌های اصلی آن هستند. مسئولان مدرسه و بچه‌ها در کلاس درس وارد گفت‌وگویی طولانی می‌شوند. در این صحبت‌ها اولیای مدرسه دستور می‌دهند و انتظار دارند که همه‌جوره دانش‌آموزان مطیع باشند، بی‌چون‌وچرا و چشم‌وگوش‌بسته و چَشم‌برزبان در خدمت معلم و ناظم و مدیر باشند.

داستان، درون‌مایۀ سیاسی دارد و در واقع نقدی بر اطاعت عامه از سیاستمداران دیکتاتور است. این یک جنبه است و بدون تردید هرکس به فراخور دیدگاه و زندگی و مطالعات خود می‌تواند در دل نمایشنامه استعاره‌های دیگری هم بیابد و اصلاً حال‌وهوای سیاسی برایش متصور نشود. در بخشی از این نمایشنامه آمده است: 

معلم: چرا خوب گوش نمی‌دی؟ خوب توجه کن! (هجی می‌کند)

امید ... باورکردن است.

محصل: نیست

معلم: است. است. است.

پا به زمین می‌کوبد

صداها: اصلاح کن. درست کن. درست بنویس است، است، است.

محصل: نه‌خیر نیست.

ناظم: (کله‌اش از گوشه‌ای پیدا می‌شود). جر و بحث نکن، کله‌شقی نکن، هرچی می‌گن بگو آره، بگو درسته.

.

«زاویه»  نمایشنامۀ دوم است. من از جنبه‌های سیاسی به آن نگاه می‌کنم. اما فرصت نقد و نظردهی برای آن بسیار و از زوایای گوناگونی، به‌خصوص روان‌شناختی که با رشته تحصیلی نویسنده‌اش مناسبتی دارد، درخور واکاوی است. هرکدام از شخصیت‌های این ماجرا عقاید خاص خود را دارند و به طبقه اجتماعی ویژه‌ای برمی‌گردند؛ برخی تندرو و سنتی‌تر و شماری دیگر نیز آزاداندیش‌تر هستند. آنچه میان همۀ آنها مشترک است، علاقه‌شان به تحمیل نظرهای خود به دیگری است. پیرزن، خبرنگار، فیلسوف، مرد سبیل‌دار و سپور از جملۀ آن شخصیت‌ها به شمار می‌رود. 

در قسمتی از «زاویه» و از زبان فیلسوف آمده است: اینا تو رو تحریک می‌کنن، اینا حسودن، بیچاره‌ن، مغزشون خالیه، اینا نمی‌خوان کسی روشن بشه، خوب بفهمه، خوب فکر کنه، اینا شرف ندارن، آبرو ندارن، حیثیت ندارن... .

.

هر دو نمایشنامه را، با وجود اینکه خیلی اهلش نیستم، دوست داشتم. فکر کنم نمایشنامه‌های زیادی از ساعدی به یادگار مانده که مشتاقم آنها را نیز بخوانم. غالباً داستان‌هایش را خوانده‌ام یا شنیده‌ام و آثار او را در قالب فیلم دیده‌ام. به نظر من که خوانندۀ عام و غیرمتخصص در موضوع نمایشنامه هستم، شخصیت‌های این کتاب به‌خوبی پردازش شده بود و مخصوصاً کلامشان به بهترین نحو بازتاب‌دهنده باورها و جایگاه اجتماعی آنها محسوب می‌شد. خواندنش را پیشنهاد می‌دهم؛ ولی نمایشنامه‌خوانی آدم خودش را می‌خواهد.