وبلاگم چند روز پیش چهارساله شد. سال ۱۴۰۰ بود که وبلاگم را طراحی کردم و اولین مطلبم را که یادداشتی بر کتاب «رازهای سرزمین من» اثر رضا براهنی بود، در تاریخ ۲۳ اردیبهشت به اشتراک گذاشتم با آدمهایی که بهنظرم اصلاً وجود نداشتند! خودم هم میدانستم دیگر دوره وبلاگ تمام شده است و خوانندهای ندارد، اما من تنها بودم (و هستم!) و آدمی مثل من برای اینکه در این دنیا دوام بیاورد، همیشه باید دستاویزی، بهانهای داشته باشد. باید به جایی چنگ بزند بعد از هر بار زمینخوردن. پناهی داشته شد. به همین خاطر کتابها و نوشتن را که همیشه دوست میداشتم این بار از مسیر وبلاگم در آغوش کشیدم و با معدود همراهانم (به گواه آمار بازدیدکنندگان که در وبلاگ برایم به نمایش درمیآید) ادامه دادم. عنوان و نشانی وبلاگم هر دو به دو اثر کتابی اشاره دارند؛ یکی «زندگی، جنگ و دیگر هیچ» اوریانا فالاچی و دیگری «ناتمامی» زهرا عبدی.
یکی از یادداشتهای وبلاگ کوچکم با عنوان «تاریخ (ماریخ) مستطاب سبیل» در بیستودومین جشنواره «کتاب و رسانه» در بخش رسانههای اجتماعی با محوریت متن، شایسته تقدیر معرفی شد. جشنواره، دیروز پنجشنبه، ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ شمسی، در سالن اجتماعات نمایشگاه کتاب تهران حدود ساعت چهار شروع شد و حدود ساعت شش تمام. بخش رسانههای اجتماعی با محوریتی که من شرکت کردم، برگزیدهای نداشت. بهغیراز من، دو نفر دیگر از اصفهان در جشنواره بودند و رتبه آوردند. یکی همکار خوبم نرگس نظامالدین، دبیر صفحه کتاب در روزنامه «اصفهان زیبا» بود که به پیشنهاد او برای جشنواره کتاب و رسانه اثر فرستادم و دیگری علی رئیسی از صداوسیمای مرکز اصفهان بود.
من پنج اثر به جشنواره کتاب و رسانه فرستاده بودم. دو اثر از خبرگزاری ایسنا و یکی از روزنامه «اصفهان زیبا» که هر سه را به بخش «مقاله، مرور و نقد تخصصی» فرستاده بودم، چون بهنظرم بهترین آثار کتابیام مرورها یا ریویوها هستند. در این بخش که من رتبه نیاوردم، دو نفر از تهران، یعنی یک نفر از فصلنامه «سیاستنامه» و دیگری از فصلنامه «مترجم» مقام آوردند.
از وبلاگم دو اثر فرستاده بودم. یکی «گل خاص» بود که منصور یاقوتی، نویسندهاش، و کلاً ادبیات کردها را دوست دارم. دیگری «تاریخ (ماریخ) مستطاب سبیل» بود که بهخاطر عنوانش به جشنواره فرستادم، چون مطمئن بودم تیترهای من کشش زیادی ندارند و آثارم قبل از اینکه کامل خوانده شوند با همان تیترشان رد میشوند! اما مطمئن بودم «تاریخ (ماریخ) مستطاب سبیل» عنوان جذابی دارد و دستکم گروهی از داوران نظرشان برای خواندن جلب و کمی به قلم و جنس نگاهم توجه خواهد شد. از بین پنج اثری که فرستادم، همین «تاریخ (ماریخ) مستطاب سبیل» به رشتهام نزدیکتر است و مابقی آثارم بیشتر ادبیاتی بودند تا تاریخی. تاریخ سبیل از نگاه رشته ما بهنوعی تاریخ خُرد است. تاریخ خُرد یکی از رویکردهای نوین است که میتواند افراد بیشتری را جذب این رشته کموبیش غیرشیرین و خشک کند. بهجز ارتباطش با تاریخ، پیوندش با کتاب کودک و نوجوان هم برایم اهمیت دارد، چون همواره از علایقم بوده و هست. اگر از ایسنا یا اصفهان زیبا رتبه میآوردم حتماً برایم جذابیت داشت و دیده میشدم، اما اینکه از رسانه خودم، رسانهای که صفر تا صدش از خودم و به نام خودم است، رتبه آوردهام، برایم جذابیت دیگری دارد، هرچند توجه کسی را جلب نکرد. این اولین بار بود که برای یک جشنواره اثر فرستادم، رتبه آوردم و در آیین اختتامیه آن شرکت کردم. آقای مرتضی بریری (دبیر جشنواره کتاب و رسانه) و بعد خانم نوروزیان و آقای غلامی (روابط عمومی جشنواره) که اسم کوچکشان را نمیدانم، برای حضور در جشنواره چند بار تماس گرفتند و بندهخداها خیلی گرم و مهربان راهنمایی میکردند. بامزهتر از همه آقایی بود که اسمش را نمیدانم و نمیشناسم و تابهحال همدیگر را ندیده بودیم، اما بهمحض ورود به سالن اجتماعات به استقبالم آمد و گفت خانم فاطمینژاد خوشآمدید بفرمایید! انگار اسمم روی پیشانیام نوشته بودند! من فقط مبهوت گفتم چه زود شناختید و رفتم نشستم!
بیش از هزار نفر به بخشهای مختلف جشنواره کتاب و رسانه از سراسر کشور اثر فرستاده بودند. درنهایت، ۳۰ نفر برگزیده یا شایسته تقدیر شدند. جشنواره ۱۷ داور داشت که در بخش رسانههای اجتماعی، یعنی بخش من داوری را محمدصادق لواسانی و شهاب دارابیان به عهده داشتند. بنا به نظر هیئت داوران بهترین آثار دریافتی مربوط به بخش رادیو بوده و ضعیفترین آثار دریافتی نیز به خود قالب خبر برمیگشت. از بین برگزیدگان کسی که بیشتر از همه میشناسم و بیش از همه آثارش را خواندهام و میخوانم کسی نیست جز مهدی یزدانی خرم. بارها بر اساس معرفیها و پیشنهادهای یزدانی خرم کتابی را برای خواندن انتخاب کردهام (ازجمله «رازهای سرزمین من» اثر رضا براهنی). و خوشحالم که این رماننویس را از نزدیک دیدم! بهترین برگزیدهای که با او آشنا شدم و خوشوبش کردم و با هم از جنوب گفتیم، خبرنگار محترم خبرگزاری ایبنای هرمزگان، یعنی یوسف ملایی بود. ملایی که خیلی مؤدب است در بخش تیتر شایسته تقدیر اعلام شد. با هم یک عکس یادگاری قشنگ هم گرفتیم بهعنوان تیم جنوبیهای جشنواره! به امید دیدار دوباره آقای ملایی دانا!
اما از نمایشگاه کتاب. این اولین بارم بود که در نمایشگاه کتاب تهران شرکت میکردم. قبلاً دوران دانشجویی یک بار اسم نوشتم و نرفتم. ساعت ۹ و نیم صبح پنجشنبه به تهران و ساعت ۱۱ همان شب به اصفهان بلیت داشتم. چهارمین بارم بود که به تهران میرفتم. اولین بارم بود که تنهایی به این شهر سفر میکردم! قطعاً در این بازه نتوانستم همه نمایشگاه را ببینم. در بخش ناشران عمومی یا بزرگسال فقط به غرفه طاقچه رفتم، به پاس همکاریمان این دیدار برایم اهمیت داشت. از غرفه فیدیبو هم دیدن کردم. طاقچه و فیدیبو در دنیای گران کتاب همیشه مراعاتم کردهاند و مونسم بودهاند! بعد از ادای احترام به این دو اپلیکیشن در نمایشگاه کتاب به بخش کودک و نوجوان رفتم و تمام وقتم را برای بازدید از این ناشران گذاشتم. تنها خریدم هم یک کتاب کودک با عنوان «چه کسی نامه را به شیشه چسبانده بود؟» بود! کلی بچه خوشگل و شیطان دیدم که دلم میخواست بچلانماشان! از غرفه یک ناشر اصفهانی هم دیدن کردم و قصد داشتم برای ایسنا یک خبر با محوریت ناشران شهرستانی در نمایشگاه بگیرم که ناشرش عذرخواهی کرد و گفت خیلی خستهام! اصلاً توان مصاحبه ندارم! شمارهاش را ولی داد برای فرصت دیگر. بخش دیگری که رفتم، مجمع ناشران انقلاب اسلامی بود که همکارم، نظامالدین، در آنجا فعالیت میکرد. نظامالدین عزیز در غرفه مجمع ناشران انقلاب اسلامی حسابی از من پذیرایی کرد و به زحمت افتاد. رادیو آبمیوه هم جذابترین قسمت حاشیهای نمایشگاه بود که دیگر توان نوشتنش را ندارم! از دست خلوچلبازی درآوردن این رادیو آبمیوه بانمک!
از قبل از سفر خسته بودم و این رفت و برگشت هم حسابی لهولوردهام کرد، روان و اعصابم هم که مثل همیشه افسرده و فرسوده بود! واقعاً دودل بودم بروم یا نه و مدام میگفتم یک تقدیر برای اثری در رسانههای اجتماعی ارزش هزینه و رفتوآمدش را ندارد، اما سرانجام تصمیمم را گرفتم و پشیمان نیستم. از وقتی برگشتهام هربار میخواهم بغض کنم و از هرچه زندگی با من کرد و نکرد، بزنم زیر گریه، به متن روی لوح تقدیر جشنواره کتاب و رسانه فکر میکنم. به متنی که من آن را برای «تاریخ (ماریخ) مستطاب سبیل» نمیدانم. متنی که دوست دارم آن را برای پاسداشت همه فعالیتهای کتابیام در رسانهها بدانم: «یادبود بیستودومین دوره جشنواره کتاب و رسانه:به پاس تلاش شما برای برجستهکردن کتاب در رسانهها.»